بازگشت همه بسوی اوست

              پدر عزیزم هرگز فراموشت نمی کنم . 

تا بیتهای عشق را آغاز کردیم

این سینه را با رازها دمساز کردیم

هر لحظه بر یک بوته و خاری پریدیم

صد بار غم را بر دل عاشق کشیدم

ما توتیای دیده را با خون نوشتیم

صد نقش غم از قامت مجنون نوشتیم

ما عاشقان روی آن نیکو عذاریم

ما حلقه های طره گیسوی یاریم

ما بر فلق تا خط سبز صبح راندیم

عشق پدر در جای جای دل نشاندیم

یکشب سروشی زد ندا آقای ما رفت

مولای ما سالار ما بابای ما رفت

آن بوی عطر لاله های بی خزان رفت

آن هدیه پاک خدا در این زمان رفت

ای نخلهای خانه حال ما تو بنگر

از فرقت بابا نمایم خاک بر سر

دیگر بهارانم شده پاییز پاییز

صبرم کنون از فرقت یار است لبریز

تسکین درد ما فقط یاد پدر شد

یاد عزیز رفته اندر سفر شد