غزلم نذر نگاهت مددي كن؛
خواب ديدم كه شبي رهگذري مي آيد
"شب دلتنگ مرا سر زده مي آرايد"
مي رسد تا كه پس از اين همه دلتنگي ها
گره ازبغض غزل هاي ترم بگشايد
اين همه شور كه در ذهن غزل هاي من است
بوي ياسي ست كه از هرم تنش مي آيد
غزلم نذر نگاهت مددي كن؛ چنديست
"مرگ دارد تن خود را به تنم مي سايد
+ نوشته شده در پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۸۷ ساعت 21:8 توسط اشرفیان نويد
|
با سلام خدمت همه کسانی که از این وبلاگ دیدن می نمایند.